معين الدين نطنزى

275

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

صاحب‌قران به واسطهء قلّت عدد ، عنان مراجعت بازپس كشيد . هندوان به تصوّر آنكه مگر سهمى از ايشان يافته مراجعت مىكنند تا قريب دو سه فرسنگ خود را به صحرا كشيده ميدانداريها كرده بازگشتند . از مراجعت سلطان صاحب‌قران اردوئى بدان عظمت در گفت‌وگوى افتادند . هندوان محبوس كه قريب پنجاه تومان بلكه بيشتر در خم خام قيد مقيّد و محبوس بودند ، به يك‌بار غلبه‌اى عامّ كرده در آن شدند كه فتنه‌اى انگيزند . حضرت سلطان صاحب‌قران از سر قهر فرمان فرمود تا مجموع ايشان را به ياساق رسانيدند . روز ديگر على الصّباح كوركهء كوچ در غرينش آمد و صفوف نوره تعبيه شد و به ياسال در پاى قصر جهان پناه نزول اتّفاق افتاد . و روز ديگر كه غرّهء غرّاى مصباح صبح از منديل قنديل مشرق اشراق كرد و روز عالم‌افروز كعبتين زرّين خورشيد را در طاس فيروزهء فلك مهره باز بغلطانيد و دست زمانه عنان بهادران ميدان مبارزت را به پنجهء قضا و قدر همدست كرد ، خروش برغو و كوركهء مصاف جگربند كوه قاف را شكاف كردن گرفت و غلغلهء غرينش نام‌آوران زمين و زمان را به جنبش درآورد . ملوى دهلوى به تصوّر دىروز فيلان جنگى را در برگستوان هندى مغرّق كرده با مجموع سوار و پياده صفوف ميمنه و ميسره و قلب و جناح را ترتيب نمود و در مقابل لشكر جرّار بايستاد . نخست به سبب هيبت پيلان ديو پيكر عفريت منظر ، بهادران لشكر متفكّر مىبودند ، ناگاه طليعهء اختر ظفر از مشرق اقبال طالع شد و نهنگان شيردل به يك هوى تركانه غارت غور در صفّ هندوستانيان افكنده دمار از ايشان برآوردند و پيلان بدان عظمت را با پيل‌تنان دهلوى به پى سپر بادپايان مغولى كردند و به يك طرفة العين فضاى آن صحرا از مقتول و مجروح سرخ و سياه شد . ملو قلب شكسته و جناح گسسته را برجاى گذاشته روى هزيمت به طرف لكنوت نهاد . اصول و اهالى دلى صناديق مصاحف و اعلام اسلام را به استقبال رايات ظفر نگار بيرون آورده روى تضرّع و زارى بر زمين فرمانبردارى نهادند . سلطان صاحب‌قران ترحّم فرمود ، بيش از نعل بهائى على الرسم از ايشان مطالبت نكرد . بعد از آن جمعى از بهادران را تا كنار رودخانهء گنگ بر اثر ملو فرستاد . و چون برحسب دلخواه مآل آن فتح گرامى به خير انجاميد ، مدخرات خزاين و